تبليغاتX
طولاني ترين هوادران تاريخ اسطوره ايران
من الینا هستم متولد سال 65.یکی از میلیونها طرفداران مدیری عزیز.
سلام!!!

مهران مدیری

 

*****

*******

*******

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 4:24 بعد از ظهر  توسط الینا  | 

قسمت دوم مصاحبه...

*حمید منبتی: یکی از ویژگی های اجرای شما تسلط تان بر جمعیت بود و این کاملاً حس می شد.پیش زمینه تئاتری شما چقدر در این قضیه دخیل است؟

$ مدیری: خب این داشته های از قبل من است دیگر.مواجهه با مردم در اجرای زنده تئاتر و این که خب ما بازیگریم! همان قدر که مردم من را می شناسند،به همان اندازه من مردم را می شناسم.به نظرم اساساً شکل درست کنسرت این است.خیلی آدم ها هستند (چه در ایران و چه خارج از ایران) که فقط می آیند،می خوانند و می روند.ممکن است این لذتبخش هم باشد.اما وقتی خواننده،اول ارتباط خوبی با مردم برقرار می کند،مردم به حرف هایش گوش می دهند،به ترانه هایش گوش می دهند،او به حرف مردم گوش می کند و ... و مجموع اینها می شود یک شب به یادماندنی.شما به عنوان یک بیننده چنین کنسرتی را بیشتر می پسندی.یعنی خواننده باید خواندن و بازیگری و گوش کردن و ... همه اینها را با هم بلد باشد.مردم باید با خواننده ارتباط برقرار کنند،با هم گپ بزنند،شوخی کنندبه وقتش جدی باشند،حتی گریه کنند! مجموع این حس و حال ها می شود یک کنسرت خوب.اگر هر یک از این بخش ها را برداری،به نظر من کنسرت ناقص می شود.باید خودت را جای بیننده بگذاری و ببینی چه دوست دارد.طبیعت انسان این است که ترکیبی از همه این احساسات است.خواننده های موفقی از هر دو این مدل ها داریم.اما این مدل به نظر من درست تر است برای کنسرت.

 

*حمید منبتی: از بازتاب های کنسرت تان گفتید.فکر می کنید چه بخشی از آن مربوط به محبوبیت شما در بین مردم است و چه بخشی صرفا به خاطر موسیقی؟

$ مدیری:من هیچ وقت اصولاً در زندگی ام به این بخش فکر نمی کنم،حالا کنسرت به کنار.در کارهای خودم هم همین طور است.همیشه به گروهم گوشزد می کنم که هر کار خوبی ماحصل یک کار گروهی خوب است.اینکه چند درصدش مدیون من است،چند درصدش همایون و امید و دیگران،اصلاً این بحث ها را نه مطرح میکنم و نه می گذارم کسی مطرح کند.گروهی می آیند یک کاری را ارائه می دهند،مهم این است که کار با کیفیت بالا و با دل انجام شود.اینکه هر کس چه قدر سهم دارد در این قضیه اصلا مهم نیست.هر کس می تواند هر چه دوست دارد فکر کند! ولی من همیشه حرفم حرف گروه است.اگر گروه نبود،من روی آن استیج نبودم،اگر من نبودم،ممکن بود گروه آنجا باشد (کما اینکه قبلاً هم بوده اند) پس در نتیجه من به چنین تقسیم بندی هایی اعتقاد ندارم.ما همه دور هم جمع شدیم و فکر کردیم این کار خوب است،زحمت مان را کشیدیم و آمدیم و ارائه اش کردیم.من اینجوری فکر می کنم و به بچه های گروه تلویزیونی ام هم همین را می گویم: هیچ وقت نگویید مردم به خاطر من دارند سریال را نگاه می کنند و اگر من نبودم چی می شد و اگر آن یکی بود چطور می شد! فیلمنامه نویس،بازیگر،من،تهیه کننده و ... همه و همه مثل زنجیر به هم وصل ایم.فکر کردن راجع به این چیزها بیهوده است.وقتی همه اینجوری فکر کنند،دیگر کسی به خودش فکر نمی کند و در آن صورت کار و گروه اهمیت دارد.این تفکر همیشه جواب می دهد و شما یکدفعه با یک کار فوق العاه مواجه می شوید.اگر آدم ها به خودشان و سهم شان فکر کنند یک ذره مشکل ایجاد می شود و کار هم خوب در نمی آید.چون فکرها مشغول یک چیزهای جانبی می شود که تمرکز را از روی اصل کار بر می دارد.

 

* حمید منبتی: منظورم خیلی تقسیم بندی این سهم ها نیست.منظورم این است که شما بالاخره چون *مـهران مدیـری* هستید،برای این کنسرت انتخاب شدید دیگر و اینکه کنسرت،خیریه است و مردم به خاطر شما بیایند در یک کار خیر مشارکت کنند.

$ مدیری: آره،خب این اندیشه برنامه گذارها بوده و محترم است.اینکه اسم من یا عصار می توانسته مردم بیشتری را جمع کند برای اینکه یک کار خیری انجام شود.دیگران ممکن است برای برنامه هایشان یا چیز دیگری به این موضوع فکر کنند.اما من با خودم این فکر ها را نمی کنم و بقیه بچه های گروه هم نباید اینجوری فکر کنند.

 

*حمید منبتی: این تفکر یک تفکر کاملاً حرفه ایست.اما به نظرم در ایران خیلی کم اتفاق می افتد!

& همایون: خیلی از همکاری ها به همین خاطر است که قطع می شود.

$ مدیری:برای همین است که ما کار گروهی نمی توانیم بکنیم! ورزش مان هم همین است.هر وقت گروهی می شود،ناموفق از آب در می آید.وزنه برداری،کشتی و تکواندوی ما موفق است.چون فردی است.اما فوتبال مان موفق نیست،چون فردی نیست.شبانه روز دعوا و بکش بکش است!چرا؟چون چشم نداریم همدیگر را ببینیم! این آن را قبول ندارد،آن این را!! آن می گوید به خاطر من اینجوری شد،این یکی می گوید ... فرهنگ کار گروهی در ایران وجود ندارد و جا انداختنش خیلی سخت است.در موسیقی هم همین را داریم،در سینما و تلویزیون هم همین طور.هرکاری که گروهی بشد،به مشکل می خوریم!  

 

*حمید منبتی: وقتی یک تیم جواب می دهد،نتیجه چیست؟به خاطر تفکر است یا مدیریت قوی؟

$ مدیری: ببینید،همه آدم های گروه این جوری فکر نمی کنند.این نتیجه مدیریت قوی است و اینکه کسی که گروه را جمع می کند (در اینجا همایون) بتواند این تفکر را جا بیندازد و به دیگران منتقل کند که آقا گروه دارکوب یعنی یک نفر.به محض اینکه حرف های جانبی بیاید وسط،گروه منفجر می شود و دیگر نمی شود جمع اش کرد! یعنی فقط کافی است یکی این حرف را بزند ما باید یاد بگیریم که کار خوب حاصل یک گروه خوب و یک تفکر جمعی و یک زحمت جمعی است.هیچکس بر هیچکس مزیتی ندارد.هیچکس بر هیچکس منتی ندارد.این را باید مدیریت کرد.من هم در کار خودم این را مدیریت می کنم و هیچ وقت خودم را ارجح نمی دانم بر دیگران و این را در رفتارم نشان می دهم و مدام به همه بچه ها این را گوشزد می کنم.آنها هم به مرور این جوری فکر می کنند و تبدیل می شود به یک فرهنگ.وگرنه گروه خیلی دوام بیاورد یک ماه است وآخرش هم با اوقات تلخی و دعوا و منت گذاری برسر هم گروه نابود می شود.این باید جا بیفتد.با روش های مختلف و از همه مهمتر با فروتنی.این سهم هر کدام از ماست که فروتن باشیم نسبت به خودمان و نسبت به دیگران.اگر این را یاد بگیریم،دنیا آباد می شود کلاً! ما مشکل فروتنی داریم.هر وقت احساس کنیم خیلی آدم بزرگ و مهمی هستیم و مردم به خاطر ما دارند خودشان را می کشند،همان لحظه سقوط ماست.وقتی به این فکر نکنی و فقط کارت را به درستی انجام بدهی آن وقت همه چیز خوب می شود.

 

*حمید منبتی:وقتی که شب ها روی استیج می رفتی،دلهره یا استرس داشتید؟

$ مدیری: من به خاطر سابقه تئاتری ام نه.ترس نداشتم،اصلاً.

 

*حمید مبتنی: برای من هم عجیب بود،چون فکر می کردم لااقل در شروع کار صدایتان بلرزد یا ...

$ مدیری: نه،برای اینکه خواندن در کنسرت به همه سختی هایش از اجرای «هملت» شکسپیر سخت تر نیست! چون خواندن را می شود یک جوری جمع کرد.کما اینکه من یکی دو باری هم اشتباه خواندم.اما تئاتر اصلاً شوخی بردار نیست.عین دومینو است که یک نفر اگر یک جمله در لحظه یادش برود،تمام آدم ها می ریزند و به هیچ عنوان نمی شود ادامه اش داد.اصلاً باید پرده را بکشی و بگویی از اول! به خاطر همین پیشینه تئاتری و مواجهه با جمعیت حرفه ای تئاتربین که نشسته مو را از ماست بکشد،خیلی استرس نداشتم.

 

*حمید منبتی:حامد بهداد هم همین پیش زمینه را داشت،ولی دلهره اش بیشتر بود و حتی یک بار از مردم خواست که شلوغ نکنند تا او تمرکز کند!

$ مدیری: (خنده) نمی دانم،من در آن اجرا نبوده ام.همایون باید بگوید.

& همایون:خب حامد تجربه کمتری از آقای *مدیری* دارد و اصولاً آدم ها متفاوت اند.ولی شب سوم کنسرت نسبت به شب اول پیشرفت قابل ملاحظه ای داشت.

 

*حمید منبتی: آلبوم دارکوب در چه مرحله ای است؟

& همایون: در آخرین مراحل گرفتن مجوز که بعدش انشاءالله برود برای تکثیر و انتشار و ... سعی مان این است که همزمان با کنسرت آذر ماه منتشرش کنیم.

 

*حمید منبتی: فکر می کنی برسد به این زودی؟

& همایون: داریم تلاش می کنیم.

 

*حمید منبتی: شما چی آقای مدیری؟شما فکر آلبوم نیستید؟

$ مدیری:من نه دیگه،اگه قرار باشد کار کنم با دارکوب خواهد بود.در واقع ما الان با همیم و من کار جداگانه ای خارج از دارکوب ندارم.

 

*حمید منبتی: یعنی بعد «به همین سادگی» دیگر هیچوقت به فکر آلبوم نبوده اید؟

$ مدیری: نه،همین کنسرت میلاد بود که قرار بود به صورت آلبوم منتشر شود،ولی هنوز این اتفاق نیفتاده.

 

*حمید منبتی: در رشته های مختلف هنری معمولاً اینگونه بوده که اگر کسی از حوزه دیگری وارد یک حوزه شده،معمولاً قدیمی های آن کار در برابرش جبهه گرفته اند.هیچوقت از این نترسیدید که به شما انگ «ناخواننده» یا چیزهایی از این دست بزنند؟!

$ مدیری: اگر این قضیه ادامه پیدا کند و مطمئن شوم که خواننده نیستم،خودم می روم پی زندگی ام (خنده) ولی بازتابها تا به حال متناقض بوده.بعضی ها می گویند خیلی خوب است،بعضی ها ...

 

*حمید منبتی: من نمی گویم بد است ها! حرفم این است که از این که چنین حرفهایی بشنوید،نترسیدید؟

$ مدیری: این چیزها که فقط محدود به بازیگری و خوانندگی و اینها نیست.شما پرتقال هم که بخوری،یک عده می گویند:« پرتقال خورد پدر سوخته! » در حرفه هنر همیشه یک عده هستند که می خواهند خرخره شما را بجوند! راجع به اینها اصلاً نباید فکر کنی.وگرنه آدم باید زندگی اش را تعطیل کند.ولی سعی من این است که این کاری که دارم می کنم را به درستی انجام بدهم.خیلی ها گفته اند « خیلی خوبه »،خیلی ها گفه اند «ای،بدک نیست »،خیلی ها گفته اند « اصلاً نخوانی سنگین تری! » نظرها متفاوت اند.این است که گاهی به خودم می گویم شاید اصلاً نخوانی سنگین تری !

 

*حمید منبتی: به جمع بندی نرسیده اید هنوز؟

$ مدیری: نه،برای اینکه من بهش فکر نمی کنم که بگردم آمار جمع کنم ببینم کی چه می گوید،من بالاخره باید چه کار کنم و ... کارهایی که فکر کرده ام دوست دارم را انجام داده ام.ولی اگر روزی به این نتیجه برسم که سنگین ترم نخوانم،خب دیگر نمی خوانم.و اگر روزی به این نتیجه رسیدم که خیلی خوب می خوانم،خب ادامه اش می دهم.برایم فقط نظر آدمهایی که سوء نیت ندارند،مهم است.یعنی احساس می کنی دوستت دارند و از سر دلسوزی می گویند.

 

*حمید منبتی: نظر آنها چه بود؟

$ مدیری: آنها نظرشان مثبت بوده.اکثر آهنگسازان و خوانندگان ایران دوستان صمیمی من هستند و هیچ کدام تا به حال نظر منفی نداشته اند.

 

* حمید منبتی: همایون،شما نمی خواهید آلبوم دارکوب را نگه دارید تا یکی از این قطعات *مـهران مدیـری* را به آن اضافه کنید؟

$ مدیری: همین کار را کرده ایم.

& همایون: چرا،قطعه « شاه صنم » را اضافه کرده ایم.کلیپ آن قطعه را هم خود آقای مدیری ساخته و در آلبوم قرار داده ایم.

 

*حمید منبتی: آلبوم تصویری کنسرت اریکه که می خواستید منتشر کنید چه؟

& همایون: اینها با هم در یک پکیج قرار دارند.

 

*حمید منبتی: آقای مدیری،پروژه غیر موسیقیایی جدید چه خبر؟

$ مدیری: ما الان مشغول پیش تولید سریال عید شبکه سه هستیم که فعلاً نگوییم چه کاری است،بهتر است !

 

*حمید منبتی: راستی شما چه موسیقی هایی گوش می کنید؟

$ مدیری: موسیقی اصلی من موسیقی کلاسیک است که از بچگی با آن بزرگ شده ام و خوب می شناسم اش و بهش عادت دارم.70% موسیقی کلاسیک گوش می کنم،بخصوص باروک.خیلی مقید به این نیستم که یک موسیقی را باید گوش داد و یک موسیقی را نباید گوش داد.در آن 30% بقیه همه چیز گوش می کنم البته با روحیه ای که از من می شناسید!

منبع:«« ماهنامه نسیم-آذر 87-توسط آقای حمید منبتی »»

مهران مدیری

*********

شاید نوروز امسال شاهدش باشیم:

هدیه تهرانی در سریال مهران مدیری

مهران مدیری در هیچ کدام از فیلم های سینمایی اش با هدیه تهرانی همبازی نبوده اما پیش تولید « دایره زنگی» در چند جلسه با این بازیگر مطرح سینمای ایران برخورد داشت.قرار بود هدیه تهرانی در این فیلم نقش کوتاهی را به عنوان یک مجری شبکه های ماهواره ای ایفا کند اما حضورش در آخرین روزهای پیش تولید منتفی شد.

مدیری که دو ماه است به عنوان سازنده سریال نوروزی شبکه سه معرفی شده این روزها امیدواری زیادی دارد تا بتواند از هدیه تهرانی به عنوان یکی از بازیگران «مد هزار چهره» استفاده کند.مدیری در «مرد هزار چهره» نیز به دنبال جذب چندین چهره سینمایی بود که سرانجام با استفاده از پژمان بازغی تا اندازه ای به خواسته خود رسید.جلب موافقت هدیه تهرانی بدون شک موفقیت بزرگی برای مرد اول طنز تلویزون به حساب می آید زیرا هدیه تهرانی حدود دو سال است قید بازیگری را زده و از سوی دیگر حتی حاضر نشده در گفتگوهای تلویزیونی شرکت کند.

******

پیمان قاسم خانی توضیح می دهد

اگر با مدیری رقابت کنم،می بازم!

پیمان قاسم خانی گرچه جوان است اما مطرح ترین فیلمنامه نویس کشورمان به حساب می آید.او در پروژه سینمایی « سن پترزبورگ» به عنوان فیلمنامه نویس و دستیار کارگردان کنار بهروز افخمی هواهد بود و از سوی دیگر در سریال نوروزی مهران مدیری حضور نخواهد داشت و گفته می شود یکی از عوامل سذیال نوروزی شبکه تهران خواهد بود.او در خصوص شایعه اختلاف احتمالی اش با مدیری می گوید: من هیچ اختلافی با مدیری ندارم و تنها از او خواستم تا در «مرد هزار چهره» حضور نداشته باشم چون بشدت گرفتار یک فیلم سینمایی هستم.در سریال شبکه تهران هم فقط به عنوان مشاور حضور دارم و قصد رقابت با مدیری را ندارم.اگر بخواهم با او رقابت کنم،صد در صد بازنده خواهم شد.

قاسم خانی گفت:اگر با مدیری اختلاف داشتم،اجازه نمی دادم دوستانم به عنوان نویسنده با سریال جدید او همکاری کنند.

 

 

160 سالگی مهران مدیری !!!!!

رفاقتی که در پشت صحنه «همیشه پای یک زن در میان است» میان حبیب رضایی و مهران مدیری به وجود آمد،باعث شد رضایی که به عنوان مسئول انتخاب  بازیگران فیلم انیمیشن « تهران 1500» با این پروژه همکاری می کند،یک نقش باحال را برای مهران مدیری کنار بگذارد.مدیری در این فیلم نقش یک پیرمرد 160 ساله را ایفا خواهد کرد و جالب اینکه باز هم با محمد رضا شریفی نیا همبازی خواهد شد.مدیری و شریفی نیا پس از عدم همکاری در «مرد هزار چهره» به گلایه کردن از یکدیگر عادت کرده اند حالا ...!

منبع : (مجله اتفاق نو-نیمه دوم دی 87)

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط الینا  |